خیار به معنی اختیار فسخ معامله است، در واقع ذوالخیار(کسی که دارای خیار است) حق دارد معامله را
فسخ نماید.یکی از مباحث مهم در موضوع خیارات امکان از بین بردن آنها می باشد با این توضیح که در
قرارداد های تایپی به طور روتین عبارت”اسقاط کافه خیارات” درج می گردد این عبارت بدین معنی است
که طرفین تمامی خیارات خود را با امضای قرارداد ساقط نمودند.

در این خصوص باید توجه داشت که هیچ الزامی برای اسقاط خیارات وجود ندارد لذا توصیه می شود که قبل
از امضای قرارداد حتماً آن را مطالعه نموده و در صورت لزوم این بند را از قرارداد خود حذف نمایید.

نکته دیگر آنکه خیارات اصولاً به ارث می رسند یعنی ورثه فردی که اختیار فسخ معامله را دارد در صورت
فوت وی می تواند به قائم مقامی از متوفی معامله را فسخ نمایند البته طرفین قرارداد می توانند در قرارداد خود
شرط نمایند که خیارات به ارث نرسد، در واقع صرفاً شخص معامله کننده در چارچوب ضوابط و شرایط قرارداد
حق فسخ معامله را داشته باشد.در یک تقسیم بندی کلی خیارات به دو دسته عمده تقسیم می شوند:

دسته اول:خیار مجلس، حیوان و تاخیر ثمن که فقط در خرید و فروش(بیع) وجود دارند.

دسته دوم: مابقی خیارات از جمله خیار تدلیس، عیب، خیار شرط و … که اصولاً در سایر معاملات نیز وجود دارند.

در مطالب بالا مختصراً مباحث کلی از خیارات مطرح گردید و در ادامه به توصیف اجمالی هر یک از خیارات می پردازیم.

1-خیار مجلس:بدین معنی که طرفین عقد بیع تا زمانی که از مجلس عقد و از یکدیگر جدا نشده اند می توانند معامله را فسخ نمایند یعنی خریدار پول را دریافت و کالا را به فروشنده بازمی گرداند.

2-خیار حیوان: یعنی در فرضی که حیوانی مورد خرید و فروش قرار می گیرد تا سه روز از زمان قرارداد امکان فسخ معامله وجود دارد.

3-خیار شرط: که به موجب آن طرفین عقد در زمان معینی مثلاً برای سه ماه برای خود یا شخص دیگری اختیار فسخ معامله را قرار دهند.

4-خیار تاخیر ثمن با این توضیح که در عقد بیع با وجود شرایطی اگر سه روز از انعقاد سپری شود و پول و کالا تماماً تحویل داده نشود فروشنده اختیار فسخ معامله را دارد، لازم به ذکر است که این خیار مخصوص فروشنده است و خریدار با استناد به این خیار حق فسخ معامله را ندارد.

5-خیار رویت:بدین معنی که اگر کسی مالی را صرفاً براساس توصیفات طرف مقابل و قبل از رویت خریداری نماید لکن بعد از رویت متوجه شود که اوصاف بیان شده در کالا وجود ندارد، می تواند معامله را فسخ نماید.

6-خیار غبن:اگر برای مثال فردی اتومبیلی را به قیمت گزاف بخرد و بعداً متوجه شود دچار ضرر فاحشی شده می تواند معامله را فسخ نماید.

7-خیار عیب: مختصراً اینکه اگر کسی کالایی را خریداری نماید و بعداً متوجه شود که معیوب بوده و در هنگام عقد متوجه آن نگردیده است می تواند به استناد خیار عیب قرارداد را فسخ نماید.

8-خیار تدلیس: یعنی اگر فردی هنگام فروش کالای خود طرف مقابل را فریب دهد و با عملیات متقلبانه عیوب آن را بپوشاند یا دارای اوصاف موهوم جلوه دهد طرف مقابل می تواند به استناد این خیار معامله را فسخ نماید.

9-خیار تخلف شرط بدین معنی که اگر برای مثال خریدار شرط نماید که فروشنده یک فرش 12 متری بافت کاشان به او بفروشد و بعداً مشخص شود که فرشی که توسط فروشنده به او تحویل داده شده بافت مشهد بوده است، در این صورت خریدار می تواند به خاطر تخلف فروشنده از شرط معامله را فسخ نماید.

در پایان لازم به ذکر است آنچه بیان شد توضیحی مختصر از پاره ای از خیارات مذکور در قانون مدنی است و در آینده مطالب به نحو مفصل بیان خواهد شد.

اشتراک گذاری این صفحه در شبکه های اجتماعی